السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

205

تفسير الميزان ( فارسي )

آيا ميخواهى در آن كسى را قرار دهى كه فساد انگيزد ؟ و خونريزى كند ؟ با اينكه ما تو را بحمدت تسبيح مىگوييم ، و تقديست مىكنيم ، - تا آخر ، و خداى تعالى اين سخن ملائكه را و اين ادعايشان را كه در باره خليفه زمينى كردند ، و اين نسبتى را كه بوى دادند ، رد نكرد ، و در پاسخ نفرمود : نه ، خليفه زمينى اينكارها را نمىكند ، تنها اسماء را به آدم تعليم كرد . معلوم مىشود با همين تعليم اسماء اعتراض ملائكه خود به خود باطل مىشود ، و گر نه اعتراض ملائكه هم چنان به قوت خود باقى ميماند ، و حجت عليه آنان تمام نميشد ، پس معلوم مىشود ، در ميانه اسمايى كه خدا بادم تعليم داده ، چيزى بوده كه براى معصيت كار بعد از معصيتش به درد ميخورده ، و چاره گناه او را مىكرده ، پس اى بسا تلقى آدم از پروردگار خود ، مربوط بيكى از آن اسماء بوده ، ( دقت بفرمائيد ) . اين را نيز بايد دانست ، كه آدم ( ع ) هر چه كه به خود ستم كرد ، و خود را در پرتگاه هلاكت ، و دو راهى سعادت و شقاوت ، كه همان زندگى دنيا است ، افكند ، بطورى كه اگر در همان مهبط خود ، يعنى دنيا باقى ميماند ، هلاك ميشد ، و اگر به سعادت اولى خود برمىگشت تازه خود را به تعب افكنده بود ، پس در هر حال بنفس خود ستم كرد ، الا اينكه با همين عمل ، خود را در مسير سعادت ، و در طريق منزلى از كمال قرار داد ، كه اگر اين عمل را نمىكرد ، و به زمين نازل نميشد ، و يا بدون خطا نازل ميشد ، بان سعادت و كمال نمىرسيد . آرى اگر پدر و مادر بشر ، به زمين نمىآمدند ، كى ميتوانستند متوجه فقر ، و ذلت ، و مسكنت ، و حاجت ، و قصور ، خود شوند ؟ و چگونه بدون برخورد با تعب و زحمت و رنج زندگى ، به روح و راحت در حظيرة القدس ، و جوار رب العالمين مىرسيدند ؟ و براى جلوه كردن اسماء حسناى خدا ، از عفو ، و مغفرت ، و رأفت ، و توبه ، و ستر ، و فضل ، و رأفت ، و رحمت ، موردى يافت نميشد چون مورد اين اسماء حسناى خدا ، گنه كارانند ، و خدا را در ايام دهر نسيمهاى رحمتى است ، كه از آن بهره مند نميشوند ، مگر گنه كارانى كه متعرض آن شوند ، و خود را در معرض آن قرار دهند . پس اين توبه همان است كه بخاطر آن راه هدايت را به روى انسان گشودند ، تا آن را مسير خود قرار دهند ، و تنظيف منزلى است ، كه بايد در آنجا سكونت كنند ، و بدنبال همان راه و آن هدايت بود ، كه در هر عصرى دينى ، و ملتى براى بشر تشريع شد . دليل اين معنا كلام خدا است ، كه مىبينى مكرر سخن از توبه آورده ، و آن را بر ايمان مقدم ذكر كرده ، مثلا فرموده : ( فَاسْتَقِمْ كَما أُمِرْتَ ، وَمَنْ تابَ مَعَكَ ، آن طور كه مامور شده اى استقامت